۞ تلاش برای آخر شدن ۞

تو قنوتت اسممُ ببر، دستمو بگیر...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مومن آل فرعون» ثبت شده است

مومن آل فرعون

مومن آل فرعون کیست؟

«وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَکُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ»
و مردى مؤمن از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان داشته بود، گفت: آیا مردى را که مى‏گوید که پروردگار من خداى یکتاست و با دلیل هایى روشن از جانب پروردگارتان آمده است، مى‏ کُشید؟ اگر دروغ مى‏ گوید، گناه دروغش بر گردن خود اوست و اگر راست مى‏گوید، پاره‏اى از وعده‏ هایى که داده است به شما خواهد رسید. هر آینه خدا هیچ گزاف کار دروغگویى را هدایت نمى‏کند.(1)

ــ مؤمن آل فرعون که بود؟
از آیات قرآن همین قدر استفاده مى‏شود که او مردى بود از فرعونیان که به موسى ایمان آورده بود اما ایمان خود را مکتوم مى‏ داشت، در دل به موسى عشق مى ‏ورزید و خود را موظف به دفاع از او مى ‏دید.
او مردى بود هوشیار و دقیق و وقت شناس و از نظر منطق بسیار نیرومند و قوى که در لحظات حساس به یارى موسى شتافت، و چنان که در دنباله این آیات خواهد آمد او را از یک توطئه خطرناک قتل رهایى بخشید.
اما در روایات اسلامى و سخنان مفسران توصیفات بیشترى درباره او آمده است.
از جمله اینکه بعضى گفته ‏اند: او پسر عمو یا پسر خاله فرعون بود، و تعبیر به " آل فرعون" را نیز شاهد بر این معنى دانسته ‏اند زیرا تعبیر به آل معمولا در مورد خویشاوندان به کار مى‏رود هر چند در مورد دوستان و اطرافیان نیز گفته مى شود.
بعضى دیگر او را یکى از پیامبران خدا بنام" حزبیل" یا" حزقیل" مى‏دانند.
بعضى روایت کرده ‏اند که او خازن (سرپرست خزائن و گنجینه‏هاى) فرعون بوده است.
از ابن عباس نقل شده که در میان فرعونیان تنها سه کس به موسى ایمان آوردند:
مؤمن آل فرعون، و همسر فرعون و آن مردى که قبل از نبوت موسى به او خبر داد که فرعونیان تصمیم دارند تو را به خاطر قتل یکى از اتباع شان به قتل برسانند و هر چه زودتر از مصر بیرون رو.(2)
ولى قرائتى در دست است که نشان مى‏دهد بعد از ماجراى موسى با ساحران گروه قابل ملاحظه ‏اى به موسى ایمان آوردند و ظاهر این است که ماجراى مؤمن آل فرعون بعد از جریان ساحران بود.
بعضى نیز احتمال داده ‏اند که او از بنى اسرائیل بوده که در میان فرعونیان مى‏ زیسته و مورد اعتمادشان بوده است، ولى این احتمال بسیار ضعیف به نظر مى‏ رسد چرا که با تعبیر" آل فرعون"، و همچنین " یا قوم" (اى قوم من) سازگار نیست، ولى به هر حال نقش مؤثر او در تاریخ موسى و بنى اسرائیل کاملا روشن است، هر چند تمام خصوصیات زندگى او امروز براى ما روشن نیست.(3)

ـــــــــــــــ
(1) غافر/ 28.
(2) قصص/ 20.
(3) تفسیر نمونه‏، ج 20، ص 89.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۳۰ مرداد ۹۷

    تفسیر سوره واقعه / سابقون و مقربون

    سوره واقعه آیات 13 و 14
    ۞ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلینَ ۞
    عده زیادی از امت های گذشته
    ۞ وَ قَلیلٌ مِنَ الْآخِرینَ ۞
    و کمی از این امت

    لغات
    «ثُلّة» چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید: در اصل به معنى «قطعه مجتمع از پشم» است، سپس به معنى جماعت و گروه به کار رفته است.

    روایت

    عن جعفر بن محمد (ع) قال:
    سألته عن قول الله تعالى "ثلة من الأولین و ثلة من الآخرین "
    قال ثلة من الأولین ابن آدم المقتول و مؤمن آل فرعون و حبیب النجار مؤمن آل یس و قلیل من الآخرین أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع‏).

    از امام صادق علیه السلام در مورد ثلة .. (آیات 13 و 14 واقعه) پرسیدم
    ایشان فرمود:
    مراد از "ثلة من الاولین" فرزند کشته شده حضرت آدم، مومن آل فرعون و حبیب نجار و مراد از "قلیل من الاخرین" امیرالمومنین علی بن ابی طالب است.

    تفسیر

    این دو آیه، به چگونگى تقسیم نفرات سابقون و مقربون (آیات 10و11) در امم گذشته و این امت، اشاره کرده، مى گوید:
    «گروه کثیرى از امتهاى نخستین اند» (ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ).
    «و گروه اندکى از امت آخرین» (وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ).
    طبق این دو آیه، گروه زیادى از مقربان از امت هاى پیشینند، و تنها کمى از آنها از امت محمّد (صلى الله علیه وآله) مى باشند.

    سوال و پاسخ

    ممکن است در اینجا این سؤال پیش بیاید که، چگونه این مسأله با اهمیت فوق العاده امت اسلامى سازگار است؟ با این که خدا آنها را بهترین امت خطاب کرده و فرموده: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّة...».

    پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن مى شود:
    نخست این که، منظور از مقربان همان سابقون و پیشگامان در ایمانند، مسلم است که در امت اسلامى پیشگامان در پذیرش اسلام در صدر اول، گروه اندکى بودند که نخستین آنها از مردان «على»(علیه السلام) و از زنان «خدیجه» بود، در حالى که کثرت پیامبران پیشین و تعداد امت هاى آنها و وجود پیشگامان در هر امت، سبب مى شود که آنها از نظر تعداد فزونى یابند.
    دیگر این که، کثرت عددى دلیل بر کثرت کیفى نیست، و به تعبیر دیگر ممکن است تعداد سابقون این امت کمتر باشند، ولى از نظر مقام بسیار برتر، همان گونه که در میان خود پیامبران نیز تفاوت است: تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض: «ما بعضى از رسولان را بر بعض دیگرى برترى دادیم».
    ذکر این نکته نیز لازم به نظر مى رسد که، ممکن است بعضى از مؤمنان در زمره پیشگامان در ایمان نباشند، اما داراى صفات و ویژگی هاى دیگرى باشند که، آنها را هم ردیف سابقون قرار مى دهد، و از نظر پاداش و اجر هم ردیف آنها هستند، لذا در بعضى از روایات از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده:
    نَحْنُ السّابِقُونَ السّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ
    «ما پیشگامان پیشگام، و ما آخرون هستیم».
    و در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که، به جمعى از پیروان خود خطاب کرد فرمود:
    أَنْتُمُ السّابِقُونَ الْاَوَّلُونَ، وَ السّابِقوُنَ الْآخِرُونَ، وَ السّابِقُونَ فِى الدُّنْیا إِلى وِلایَتِنا، وَ فِى الْآخِرَةِ إِلَى الْجَنَّةِ
    «شما سابقون نخستین و سابقون آخرین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آخرت پیشگام در بهشتید».

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۳۰ مرداد ۹۷