۞ تلاش برای آخر شدن ۞

تو قنوتت اسممُ ببر، دستمو بگیر...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حبیب نجار» ثبت شده است

حبیب نجار

«وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعى‏ قالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ»؛
مردى (با ایمان) از نقطه دور دست شهر، با سرعت و شتاب به سراغ گروه کافران آمد و گفت: اى قوم من! از فرستادگان خدا پیروى کنید.(1)

این مرد که غالب مفسران نامش را "حبیب نجار" ذکر کرده‏ اند، از کسانى بود که در برخوردهاى نخستین با رسولان پروردگار به حقانیت دعوت آن ها و عمق تعلیماتشان پى برد، و مؤمنى ثابت قدم و مصمم از کار در آمد.
هنگامى که به او خبر رسید که در قلب شهر، مردم بر این پیامبران الهى شوریده‏ اند، و شاید قصد شهید کردن آن ها را دارند، سکوت را مجاز ندانست، و چنان که از کلمه "یسعى" بر مى‏ آید با سرعت و شتاب خود را به مرکز شهر رسانید و آن چه در توان داشت در دفاع از حق فروگذار نکرد.

تعبیر به "رجل" به صورت ناشناخته، شاید اشاره به این نکته است که او یک فرد عادى بود، قدرت و شوکتى نداشت، و در مسیر خود تک و تنها بود، در عین حال نور و حرارت ایمان آن چنان او را روشن و گرم ساخته بود که بى‏ اعتنا به پیامدهاى این دفاع سرسختانه از مبارزان راه توحید، وارد معرکه شد، تا مؤمنان عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز اسلام، که عده قلیلى بیش نبودند، سرمشق بگیرند و بدانند حتى یک نفر مؤمن تنها نیز داراى مسئولیت است و سکوت براى او جائز نیست.(2)

بر اساس آن چه در تفسیر مجمع البیان(3) آمده است، ماجرا مربوط به زمان حضرت عیسی است که دو تن از حواریون خود را برای دعوت مردم به شهر انطاکیه فرستاد و آن ها در بین راه به حبیب نجار برخوردند و او با معجزه ای که این دو تن نشان دادند، ایمان آورد. آن دو به شهر وارد شدند ولی مردم سخن آن ها را نپذیرفتند و تکذیبشان کردند. حضرت مسیح (شمعون) بزرگ ترین حواری خود را به کمک آن ها فرستاد و او توانست با به دست آوردن دل پادشاه، نظر او را به دست آورد و اکثر مردم به خدا ایمان آوردند.
البته این روایت که در دیگر کتب تفسیری نیز آمده است، از دو جهت با متن قرآن سازگار نیست: زیرا اولاً ظاهر آیات قرآن، فرستادن پیامبر از سوی خدا برای این قوم است، نه یاران یک پیامبر، و ثانیاً اگر اکثر مردم ایمان می آوردندکه عذاب بر آن ها نازل نمی شد.

بر اساس روایات، فردی که برای حمایت از فرستادگان الهی به شهر انطاکیه آمد، حبیب نجار بود که از او به «صاحب یس» نیز تعبیر شده و در ردیف مؤمن آل فرعون که به حمایت موسی برخاست، شمرده شده است.(4)
بر اساس حدیثی که شیخ صدوق در امالی و فخر رازی در تفسیر خود آورده است، صدیقون سه نفرند: حبیب نجار (مؤمن آل یس)، مؤمن آل فرعون و علی بن ابی طالب که برترین آنان است.

__________
(1) یس/ 20.
(2) تفسیر نمونه، ج ‏18، ص 349.
(3) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏8، ص 655.
(4) تفسیر نور الثقلین، ج ‏4، ص 383.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۳۰ مرداد ۹۷

    تفسیر سوره واقعه / سابقون و مقربون

    سوره واقعه آیات 13 و 14
    ۞ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلینَ ۞
    عده زیادی از امت های گذشته
    ۞ وَ قَلیلٌ مِنَ الْآخِرینَ ۞
    و کمی از این امت

    لغات
    «ثُلّة» چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید: در اصل به معنى «قطعه مجتمع از پشم» است، سپس به معنى جماعت و گروه به کار رفته است.

    روایت

    عن جعفر بن محمد (ع) قال:
    سألته عن قول الله تعالى "ثلة من الأولین و ثلة من الآخرین "
    قال ثلة من الأولین ابن آدم المقتول و مؤمن آل فرعون و حبیب النجار مؤمن آل یس و قلیل من الآخرین أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع‏).

    از امام صادق علیه السلام در مورد ثلة .. (آیات 13 و 14 واقعه) پرسیدم
    ایشان فرمود:
    مراد از "ثلة من الاولین" فرزند کشته شده حضرت آدم، مومن آل فرعون و حبیب نجار و مراد از "قلیل من الاخرین" امیرالمومنین علی بن ابی طالب است.

    تفسیر

    این دو آیه، به چگونگى تقسیم نفرات سابقون و مقربون (آیات 10و11) در امم گذشته و این امت، اشاره کرده، مى گوید:
    «گروه کثیرى از امتهاى نخستین اند» (ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ).
    «و گروه اندکى از امت آخرین» (وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ).
    طبق این دو آیه، گروه زیادى از مقربان از امت هاى پیشینند، و تنها کمى از آنها از امت محمّد (صلى الله علیه وآله) مى باشند.

    سوال و پاسخ

    ممکن است در اینجا این سؤال پیش بیاید که، چگونه این مسأله با اهمیت فوق العاده امت اسلامى سازگار است؟ با این که خدا آنها را بهترین امت خطاب کرده و فرموده: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّة...».

    پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن مى شود:
    نخست این که، منظور از مقربان همان سابقون و پیشگامان در ایمانند، مسلم است که در امت اسلامى پیشگامان در پذیرش اسلام در صدر اول، گروه اندکى بودند که نخستین آنها از مردان «على»(علیه السلام) و از زنان «خدیجه» بود، در حالى که کثرت پیامبران پیشین و تعداد امت هاى آنها و وجود پیشگامان در هر امت، سبب مى شود که آنها از نظر تعداد فزونى یابند.
    دیگر این که، کثرت عددى دلیل بر کثرت کیفى نیست، و به تعبیر دیگر ممکن است تعداد سابقون این امت کمتر باشند، ولى از نظر مقام بسیار برتر، همان گونه که در میان خود پیامبران نیز تفاوت است: تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض: «ما بعضى از رسولان را بر بعض دیگرى برترى دادیم».
    ذکر این نکته نیز لازم به نظر مى رسد که، ممکن است بعضى از مؤمنان در زمره پیشگامان در ایمان نباشند، اما داراى صفات و ویژگی هاى دیگرى باشند که، آنها را هم ردیف سابقون قرار مى دهد، و از نظر پاداش و اجر هم ردیف آنها هستند، لذا در بعضى از روایات از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده:
    نَحْنُ السّابِقُونَ السّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ
    «ما پیشگامان پیشگام، و ما آخرون هستیم».
    و در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که، به جمعى از پیروان خود خطاب کرد فرمود:
    أَنْتُمُ السّابِقُونَ الْاَوَّلُونَ، وَ السّابِقوُنَ الْآخِرُونَ، وَ السّابِقُونَ فِى الدُّنْیا إِلى وِلایَتِنا، وَ فِى الْآخِرَةِ إِلَى الْجَنَّةِ
    «شما سابقون نخستین و سابقون آخرین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آخرت پیشگام در بهشتید».

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۳۰ مرداد ۹۷